تبليغاتX
نقطه چین ذهن من
نقطه چین ذهن من

کاش فریاد آنقدر بی صدا بو د که حرمت سکوت را نمی شکست..!!

چند وقتی میشه ننوشتم،بلاگم  بو خاک گرفته. . .بوی خاک و کهنگی. . .به گمونم اون گوشه کنارها تار عنکبوتم دیده بشه!!ننوشتم چون حوصله نوشتن نبود،چون حرفی واسه گفتن نبود. . .روزها می اومدن و میرفتن مثه هم مثه همیشه،تکراری  گرم و طاقت فرسا. . .این طاقت فرسا بودن بر میگرده به گرمای تابستون وهیچگونه ارزش دیگه ای نداره. . .نمیدونم امسال تابستون انقدر گرم بود یا سالهای قبل هم اینطور بود اما واسه منه گرمایی عذاب اور بود(میدونم خانومی الان میگی پس چرا کولر ماشینتو درست نمیکنیJ )

یه پسر تو شراط من یه چیزی رو خیلی خوب یاد میگیره اونم یه کلمه ست=>انتظار

انتظار و منتظر موندن اینکه جواب کنکور بیاد. . .انتظار و منظر موندن تا اردیبهشت بیاد و تکلیف سربازیم مشخص بشه انتظار و موندن اینکه اذر بیاد تا وضعییت امریه مشخص بشه و انتظار و منتظر موندن واسه اینکه. . .این انتظار ها. . .این منتظر موندن ها نوشتنشون وحک شدنشون خوشایند نیست. . .

 

محدثه به یه بازی دعوتم کرده میدونم خیلی از وقتی که دعوت کرده گذشته ،حالا که تصمیم گرفتم قلم فرسایی کنم مینویسم. . .

چه برنامه ایی واسه تابستون داشتم و دارم؟:

قصد داشتم که یه برنامه درست و حسابی واسه ارشد بریزم و بخونم. . .تصمیم گرفته بودم که برم دنبال یه شغل و کار یا حداقل با کارگاه خودمون سرگرم باشم. . .برنامه داشتم تا تکلیف سربازیم روشن بشه. . .سفر برم. . .بیشتر برای خانومی وقت بزارم و . . .

کدوم برنامه ها انجام دادم؟:

واسه ارشدم حسابی تحقیق کردم و به یقین رسیدم که باید چه راهی و برم و فقط منتظرم تا جواب ازمون ازاد بیاد

کارهای سربازیم انجام دادم. . .مدارک جبهه بابا به پروندم اضافه کردم . . .درخواست امریه دادم و البته بازم منتظرم تا ببینم تکلیف تصویب قوانین جدید مجلس به کجا میرسه. . .

خانومی،فک کنم نسبت به قبل خیلی بیشتر باهم بودن وتجربه کردیم اما خوب این وقت گذاشتن هیچ وقت به کفایت نمیرسه چون هرچقدر بیشتر بشه کمبودش بیشتر حس میشه

کدوم برنامه ها انجام ندادم؟:

برای شغل اقدام کردم اما بزرگترین مشکل واسه یه پسر تو شرایط من سربازیه که تبدیل به یه انتراک بزرگ شده اونم وسط بهترین روزای عمرم،چند جایی هم بهم پیشنهاد دادن اما در شان من نبود . . .کارگاه خودمون هم رفتم اما روحییاتم اصلا سازگاری با اونجا رو نداره. . .

سفر نشد تا حالا که نشد اگه خدا بخواد اخر ماه رمضون شاید. . .

 از همه کسایی که اومدن وبم دعوت میکنم تو این بازی شرکت کنند. . .از کسی اسم نمیبرم چوم نمیدونم از قدیمیا چه کسایی همچنان مینویسن

 

پ ن.نمیدونم دفعه بعدی کی میام و اینجا مینویسم،اصلا میام یا نه!!یه بلاگ دیگه ساختم و یه بار هم اپش کردم اما نمیدونم چرا نمیتونم از اینجا دل بکنم،دوست دارم همونطور که از حماقتهام اینجا نوشتم از لذت هام بنویسم. . .از معنی زندگی اینجا بنویسم . . .

پ ن.نمیدونم چرا!!اما احساس میکنم این فصل پرسپولیس نتیجه بگیره

پ ن.نه به اون تنبلی و نخوندن و نه به این خواستن. . .دعا میکنم دعا کنید جواب ازمون خوشایندم باشه

پ ن.سال قبل یه روز هم روزه نگرفتم. . .امسال منتظرم زودتر بیاد

پ ن.بودنت دلگرمم میکنه،بودنت بهم امید میده،بودنت شادم میکنه، بودنت. . .،مرسی از بودنت

پ ن.به امید موفقیت جنبش   سبز

 

                                                خواستم امضا بزنم،اما اینجا که اونجا نیست

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 18:42 توسط یکی مثه خودت| |