کاش فریاد آنقدر بی صدا بو د که حرمت سکوت را نمی شکست..!!
وقتي تازه خوندن نوشتن ياد ميگيريم. . .وقتي كه واسه اولين بار مداد تو دستمون ميگيريم به قدري محكم مداد رو كاغذ فشار ميديم كه جاي نوشته هامون تو صفحه هاي بعدي مي مونه،صفحه هاي سفيدي كه اثاري از نوشته ها يا حتي خط خطي هاي قبلي با خودش داره. . .همين عمل تو زندگي اتفاق مي افته اعمالي از گذشته كه اثارش تو صفحه هاي سفيد اينده مونده. . .صفحه هايي كه هنوز ورق نخورده اما ميشه خط خطي هاي دوره قبل رو داخلشون ديد. . .در مقابل اين صفحه ها يا بايد اونارو كند و پاره كرد و انداخت دور و يا هم روي اون دوباره نوشت و اثار اونهارو هميشه داشته باشيم و يا با بيخيالي دفتر و انداخت و كنار و با ،باد هم جهت شد. . .و يا همه چيز رو فراموشكرد و يه دفتر تازه باز كرد!! من رو خط خطي هاي جا مونده از قبل مينويسم هرچند شير تو شير ميشه و اما بودنشون بهم كمك ميكنه تا بفهمم چه روزهايي رو گذرنوندم!!روزهاي خوب و بد. . .روزي پر از شادي و غم روزي پر از عشق يا پر از تنفر!!!!بودنشون كمكم ميكنه تا قدم هاي بعدي رو محكم تر بردارم محكمتر و البته با كمترين لغزش... .نياز به يه تصميم قاطع داشتم نياز به يه تصميم براي فرمت كردن دلم. . . به يه ارامش خاصي رسيدم. . .يه ارامش كه بعد مدتها بهش دست پيدا كردم. . .يه حسي كه خيلي كمكم كرده. .كمكم كرده تا بفهمم هر حرفي ارزش جواب دادن نداره. . .كمكم كرده بفهمم هركسي ارزش محبت نداره و هركسي لايق اعتماد كردن نيست!!!!!! سعي دارم رفتارم كنترل بيشتري كنم،كمتر عصبي بشم و دوست داشتني هاي قابل اعتماد اطرافم رو ببينم. . .. كلاسهاي دانشگاه نرفتم. . .فكر كنم از 10 جلسه فقط سه جلسه رفته باشم كه از بين او سه جلسه هم فقط يه حضور خوردم. . .شايد. . . درست شده. . .مشكلش از باطري يا باتري بود. . . خسته شدم از اينكه هر هفته گاز كولر شارژ كنم. . .كامل عوضش ميكنم از بيكاري ميرم كارگاه. . .كارگر محترم هر وقت بار مياد غيبش ميزنه. . .امار گرفتم هر دفعه ميره دستشويي كمتر از يه ساعت اونجا نميمونه. . .سالمي؟؟؟ ميشه دانشگاهتون ببينم. . .بله چرا نشه. . .اون سمت روستاهه. . .ميشه بريم جوجو ببينم. . .حتما. . .فكر نميكردم اونجا اشنا هم پيدا بشه. . .!!!هه هه هردو متعجب گشتيم. . . مستاجر همسايه روبرويي يه خانومه. . .يه دختر خانومه دانشجو. . .خيلي وقته ميدونم خانوم مورد دارن . . اقاي.صاحبخونه تازه فهميده چند وقته كه نبوده اين خانوم چقدر با پسر خاله هاي جديد رفت و امد داشته. . .بده زشته ادم كه داد نميزنه امار پسر خاله هاي اين و اون بده. . . داد ميزنه؟؟؟!!! فردا ليگ شروع ميشه. . .امسال سال استقلاله. . . و . . . من می میرم دو گور بکنید: یکی برای تنم یکی برای حسرتهایم منتظر تاكسي هستم،يه پرايد جلوم مي ايسته. . .بدون دقت در باز ميكنم و مسيرم رو ميگم. . .چشم مي افته به راننده ،يه خانمه. . .سوار ميشم. . .اصولا رانندگي خانمها قابل اعتماد نيست. . چه برسه به اينكه.يه دستش موبايل باشه و مشغول حرف زدن. . .با سرعت زيادي هم حركت كنه!!. . .كلي حرفهاي قشنگ بار خودم ميكنم كه چه!!!كردم و سوار شدم. . .من وصيت كردم اگه تو تصادف مردم ديه ام رو كامل بگيرن!!بهش بر ميخوره . . .مگه از من گذشت كه من از ديه خودم بگذرم!!اصلا ديه گرفتن ثواب داره. . .يادم باشه اينو تو رساله خودم بنويسم تو راه برگشت از ورزش. . .اينبارم سوار تاكسي ميشم. . .يه خانم بسيار محترم كنارم نشسته. . .يه مانتو سبز بدرنگ هم پوشيده. . .بو عطرش بدجور رو اعصابه. . .از وسطنشستن بدم میاد . . .گوشيش زنگ ميخوره. . .بر ميگرده سمت من تا از كيفش گوشي در بياره. . .چشم به جمالش روشن ميشه. . .بدون اغراق هرچي پنكك و كرم پودر تو يه قوطي جمع ميشه ماليده به صورتش. . .حداقل يه دستي به صورتت ميكشيدي اينقد تابلو نشه. . .تو دلم به اين فكر ميكردم كه شكر خدا دوستام ارايشگرهاي ماهري بودن . .مگه روز پدر نگذشته!!!اينو پيرمردي گفت كه كنارم نشسته بود. . .با چه فريادي هم گفت. . .حاجي من گوشام سنگين نيستا. . .!!بعدم به من چه كه تبليغ روز پدر يه هفته بعدش پخش ميكنن!! شب تا صبح بيدارم و خوابم نميبره. . .ساعت شش خوابم مياد و كلي مشعوف ميرم تو خواب. . .نيم ساعت نشده. . .صداي گوشي بلند ميشه. . .قاطي ميكنم. . .چهار تا حرف زشت بار خودم ميكنم چرا گوشي نزاشتم رو انسرينگ. . .يه نيگاه به شماره. . .بله بفرماييد. . .منزل اقاي ذبيحي!!!خواستم سرش داد بزنم اما حسش نيست. . .نه!!!!!تا غروب تو خلسه اين سامسونگه هم خراب شده. . .با اينكه از خطي كه توشه كم استفاده ميكنم اما خراب شده. . .صد رحمت به اونيكي. . .مثه اسب ازش كار ميكشم اما مثه قاطر سرحاله. . .ميگن تا عادت پرتاب كردن گوشي ترك نكنم هيچي دستم نميمونه. . .ديگه حوصله ندارم. . .يه 1100 فلاندي ميگيرم مثه شتر ازش كار ميكشم . . .عمرا خراب بشه داداش داري مياي برام يه رمان بخر. . .تجربه خوبي تو اين زمينه ندارم. . .اما ميخرم. . .از ثامن. . .كتابش چطوره؟؟؟خيلي بده خیلي ميخوام كار كنم. . . اينطوري ذهنم كمتر درگير ميشه. . . بخاطر فوت شكيبايي بشدت متاثر شدم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ..حرفهايي كه نميتونم بنويسم تموم شد همه چه چی تموم شد
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت
20:28 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت
20:55 توسط یکی مثه خودت| |

