کاش فریاد آنقدر بی صدا بو د که حرمت سکوت را نمی شکست..!!
دغدغه درس تو این سال مثه همه سالهای دیگه وجود داشته،دغدغه های نمره درسها و پاس شدن اونها قهر و اشتی های متوالی ما،بحث های مکرر و طاقت فرسا و البته بینتیجه. تصادف کردنم که یکی از بدترین اتفاقهایی بوده که تو چند سال اخیر و از سال هشتادو سه به بعد برام رخ داده. . .اتفاقی که هنوز نتونستم فراموشش کنم و برام باقی مونده مثه یه کابوس…!! باریدن برف اونم اینجا که سالها خبری ازش نبوده هم یه اتفاق دیگه بوده،قطع گاز و کمبود نون و اواره شدن مردم. . .!! بعدشم امتحانات پایان ترم و نمراتش و البته امتحان ارشد که . . . چند روزه به این فکر میکردم که سال جدید میاد،سالی که اخرین سال دانشگاهه و یه طوری سال سرنوشت. . .هفده واحد این ترم برداشتم و چند واحدی مونده که اگه تابستون نگیرم باید مهر پاسشون کنم و بعد اون دو راه واسم میمونه ارشد یا دوره مقدس. . . سالی که باید درباره رابطم با ؟؟؟یه تصمیم قاطعانه بگیرم و البته یه تصمیم شاید منفی یا شایدم مثبت!!!یه تصمیم عاقلانه هشتادو هفت میتونه خیلی خوب باشه و خیلی هم بد. . .و این خودمم که برای بد یا خوبش باید تلاش کنم اینهارو اینجا نوشتم تا سال دیگه همین موقع بخونمشون و ببینم یه سال قبل چی میخواستم و حالا چی دارم امسال با دوستای خوبی اشنا شدم و دوستای خوب گذشته رو همچنان کنار خودم داشتم از همه دوستام ممنونم و به تک تک دوستام سال جدید رو تبریک میگم و براشون ارزوی سعادت و خوشبختی میکنم شاید تا سال اخر سال دیگه مجالی واسه نوشتن نداشته باشم واسه این یکمی زود نوشتم پ ن 1.فروردین اومده،اقا ایمان یه سال پیرتر شدی. . .!!! پ ن2 .کاش ميد فکر نکرد پ ن 3.چرا هر سال 666 روز نيست؟؟اصلا چرا جاي سال با قرن رو عوض نميکنن؟؟ یا علی در پناه حق . عصبیانیت!! چر؟؟ا . . .تو میدونی؟؟؟. . . هه هه خودمم نمیدونم ، اونوقت تو بدونی!! گرزان میگوشم. ..به یاد اون موقع ها که . . . یادش بخیر!! رفتیم تا براش گوشی بخریم،اما جای اون من . . .این دیگه اخریشه!!اگه، البته اگه. . . این کلمنته نشد. . . البته دایی هم خوبه ،همین که قلعه نویی نشد خودش کلیه!! بوی بهار میاد. . . بهار را به خاطر فروردین و فروردین را بخاطر نوروز و نوروز را بخاطر تعطیلاتش دوست میداریم!! شور شده ،شورٍ شور. . .خیلی شور. . . فردا میرم یه سر میزنم ببینم چه خبره. . .سر کلاس برم؟؟؟عمراً . . .راه نداره. . .حسش نیس اگه دیدیش؟!. . .قرارمون چی بود؟؟ یادت نره !! بخاطر ده تا یه ترم دیگه. . .عین بی انصافیه. . .!!! دارم کلی زور میزنم تا بنویسم،اما نمیشه. . .بهتره دیگه ننویسم. . .شاید حذفش کردم. . .شاید!! چرا شبا خورشید نیست؟؟؟یکی باهاش صحبت کنه یه شب اضافه کاری وایسه ،اونقت ماه رو اخراج میکنیم جاش مریخ رو استخدام میکنیم. . .چه فرقی میکنه،؟؟!!بهترم هست. . .اینطوری دیگه اینهمه ستاره شبا الاف نمیشن. . . یه سوال چرا بعده جمعه یک شنبه نمیشه!!!!!!!!! خوابم میاد. . .شب خوش ادامه مطلب نرو. . .خوب نیست!!
سال یک هزار و سیصد و هشتادوشش با همه خوبی و بدیهاش رو به اتمامه و داره اخرین نهسهای خودش رو میکشه سالی که پر از اتفاقات ریز و درشت بوده،حوادث تلخ و شیرین،خوب و بد
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت
17:41 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت
11:22 توسط یکی مثه خودت| |

