کاش فریاد آنقدر بی صدا بو د که حرمت سکوت را نمی شکست..!!
و من همچنان بیدار اه چقدر که خوابم میاد برم که دیر شد خوشحالم خوشحالم باورش سخته اما اره میشه شده این یعنی همون چقدر دلم میخواد داد بزنم داد نه هوار بکشم جیغ بکشم دلم یه بوق میخواد.....یه بوق خفن مثه بوق کامیون مرسی خدا.....اقا مرسی....فاز دادی بهم این ترم بیست واحد تخصصی برداشتم. . . امتحانام همه پشت سر هم . . .بدون فرجه. . .از چهارشنبه شروع میشه اولیش حسابداری . . .منم کلا تو درسای عدد دار تعطیل . . . تو این احوالات هپروتی . . .چه سخته که بخوام این مدت رو تحمل کنم یه بیست روزی میشه که نرفتم دانشگاه . . .مثلا خواستم بخونم . . . بیخیال. . . یه مدت خیلی بدمزه شدم . . . اما. . . ممنون که تحملم کردین یه چی : این روزا اینقدر رضازاده میبینم روبرو خونمون یه باشگاه ورزشی داره از نوع بانوانش واسه این اینجا هر روز کلی رضازاده میان و میرن البته از نوع مونث صداشونم هوار هوار فقطم از یک تا هفت میشمارن . . .کسی میدونه چرا؟؟؟
پ ن ۱.نمیدونم چرا اما الکی دلم میخواست بنویسم پ ن ۲ .بازم نمیدونم چی میشه اما فعلا دارم ادامه میدم پ ن ۳.یه مطلب نسبتا طولانی تو ادامه مطلب گذاشتم.جالبه پیشنهاد میدم بخونیدش پر از بغضیم و هق هق. . . ولیکن هیچ کدام توان باریدن نداریم یکی که به قصد رسیدن به مقصد حرکت میکنه اما وسط راه میبینه مقصدی که داره میره گنگه گم میشه. . . اما این گم شدن تو پس کوچه های قلب خودشه چه سخته خیلی سخته هر کاری میکنه تا راهش روپیدا کنه راهی که احساس میکنه بهش نزدیکه اما هرچی میگرده پیداش نمیکنه یکی که ته ارزوش شده داد زدن یکی که دیگه هدفی نداره یکی که داره از خودش فرار میکنه یکی که با خودشم روراست نیست یکی که دلش بارون میخواد یکی که کم اورده یکی که کاراش واسه رفع تکلیفه یکی که از خوندن خاطراتش متنفره یکی که دلش میخواد از خاطراتش فرار کنه یکی که دلش میخواد بلاگش رو حذف کنه تا چشماش به نوشته های خوش قبلش نیوفته یکی مثه من پ ن ۱.کویر. . .گرما . . . تشنگی . . . سراب . . . این چند تا کلمه شده ملکه ذهنم پ ن ۲.این دومین باریه که اینطوری احساس عجز میکنم پ ن ۳ .خیلی چیزا میشه باشه اما . . بودن یا نبودن بحث در این نیست وسوسه این است..... شب، تار شب، بیدار شب، سرشار زیباتر شبی برای مردن آسمان را بگو از الماس ستارگانش خنجری به من دهد احمد شاملو حس پوچیه؟؟ نه نه ..یه حس دیگس یه حس تلخ . . .نه تلخم نیست. گسه.اره گسه . .نه اصلاگس هم نیست . . .یه حس تلخ و گسه چقدر سخته بخوای از یه چی دل بکنی . . .نه دل نکنی . . . بخوای اون رو از دلت بگیری. . . اره همینه یه راه . . یه راه که میخواستی همش از اون بری و حالا فهمیدی بیراهست اصلا راه نبوده. . . فک میکردی راهه. . .دوست داشتی که فک کنی راهه. . .اره یه کوره راهه یه بازی بچه گونه . . . نه یه بازی که هم بازیت یه بچه بوده . . .اره همینه یه هم بازی کوچیک یه بازی طولانی. . . اما خوب هر بازی یه پایانی داره. . .حالا با باخت چه فرقی میکنه. . .مهم اینه که تموم شده اصلا میگن شکست پلیه واسه پیروزی. . .اه چه جمله جوادی اما اگه دیگه نخوای بازی کنی ؟ شکستت بی معنی میشه معنی چی بی معنی پ ن ۱ .اهنگ شعر پست قبلیم اپلود کردم . دوست داشتین بردارید اونکه یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بیقرارم خیال میکردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم میخونه خیال میکردم یه همزبونه نمیدونستم نا مهربونه با اینکه رفته .اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکرو خیالش همش با هامه هرجا که میرم جلو چشامه دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد دوریش مرهم بزارم اما نمیشه راهی ندارم نمیتونم من طاقت بیارم. . . نمیتونم من طاقت بیارم اونکه یه وقتی تنها کسم بود تنها پناه دل بی کسم بود تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بیقرارم خیال میکردم یه همزبونه نمیدونستم نا مهربونه اصلا حوصله هیچ کاری رو ندارم تو این احولاتم اصلا حس خوندن گاو و مرغ نیست حالم از اسمشون بهم میخوره لعنت بر گوشی که توش اس ام اس بد سیوه اخه مردشور .یه ماهه گوشیم گرفتی اونم واسه یه باطری منم مجبورم از این گوشی های اجنبی اس ام اس سند کنم .چه می دونستم این اس ام اس ...هست. لعنت به خودم که نخونده سند میکنم اه اه اه پ ن ۱. یکی بیاد جمعم کنه .میرم معتاد میشما . . . پ ن ۲.کارم شده گوش دادن به اهنگ فوق پ ن ۳.چرا اخوندا فک میکنن روشنفکرن.هان؟؟ اگر خداوند يک آرزوي انسان را برآورده ميکرد اين روزها هواي حوصله ام ابريستمن بی ستاره همه عمرم تباهه
ادامه مطلب
من بيگمان
دوباره ديدن تو را آرزو ميکردم
و تو نيز
هرگز نديدن من را
آنگاه نميدانم
براستي خداوند کداميک را ميپذيرفت؟
ساعت حدود ۴:۴۰ دقه صبح
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت
4:47 توسط یکی مثه خودت| |
خوشحالم
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت
18:11 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت
21:52 توسط یکی مثه خودت| |
من و اسمان این روزها برای هم حرفها داریم
نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت
11:29 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت
19:26 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت
10:13 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت
15:59 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت
9:34 توسط یکی مثه خودت| |
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت
12:49 توسط یکی مثه خودت| |
به انتظار مينشينم باريدنش را
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت
9:45 توسط یکی مثه خودت| |

