تبليغاتX
نقطه چین ذهن من
نقطه چین ذهن من

کاش فریاد آنقدر بی صدا بو د که حرمت سکوت را نمی شکست..!!

فردا هشت صبح زنبور امتحان دارم

۲۰۰ صفحه جزوه.هیچی نخوندم

اه.همیشه اخریا کار دستم میدن

۳ واحده ...اگه بپره..!!

خوابم میاد

منتظر خدا مرگت بده با این جزوت

حالم ازهرچی عسله بهم میخوره

نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 17:53 توسط یکی مثه خودت| |
جاتون خالی امروز دامپروری داشتم

ما هم واسه حفظ وجهمون یه نیم ساعت زود رفتیم دانشگاه که چی؟؟

که اینکه بروبچزو اغفال کنیم که یه حالی سر جلسه بهمون بدم

البت حسابی خونده بودم و....

رفتیم سر جلسه دیدم بهله عجب سوالایی...سه سوت نوشتم و مشغول امارگیری شدم که..

به ناگه این دختره ننر زشت (مراقب و میگم) اومد برگمو گرفت...بفرما...گفتم نه لیدیز فرست

واقعا مراقب اینقد چیز میشه........حالم و بد کرد!!

بدون پاچه خواری اومدم بیرون

بیچاره داشت سوال میکرد این پسره ده دقیقه ای چه طوری همه رو نوشت؟؟!!

گاومیش.شتر.اسب.بز.زنبور.ماهی.گاوبومی.گاواصیل و...........هیچی خوندیمو

الان باید هارد مغزمو فرمت کنم از این چرندیات

فقط ۵ روز دیگر تا....

عکس مراقب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:3 توسط یکی مثه خودت| |

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6:2 توسط یکی مثه خودت| |
 

ناجور گرفتار درس شدم

من غلط کنم دیگه کلاس دودر کنم

دست خطاشون که اصلا خوانا نیست

برای اولین بار........

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 15:51 توسط یکی مثه خودت| |
این ترم هرچی واحد عمومی بود برداشتم.اخلاق اسلامی.تاریخ تحلیلی صدر اسلام.تفسیر موضوعی قران.اشنایی با قران و....

سه تا اخرم دیروز با هم امتحان دادم.دیگه شدم یه متخصص امور دینی.

جالبش اینجاس که همشون باهم تناقض شدیدی دارن هرچی این میگه اونیکی نفی میکنه

پ.ن.از خستگی از ۶ غروب خوابیدم تا ۹ صبح امروز اما بازم خوابم میاد

پ.ن. ۲.چقدر خوبه همه چی خوبه

نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 10:49 توسط یکی مثه خودت| |
خوشحالم

عصری باهم صحبت کردیم و...

خوب دیگه گذشته ها .گذشته

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 18:48 توسط یکی مثه خودت| |
۱.دیروز رفتم اصلاح کردم...اخه تو خونه بهم میخندیدن میگفتن با این ریش بلندت برو جلو دادگاه عریضه بنویس

۲.اما دوس دارم که بلندشون کنم تا دیگه به جا مهندس بهم بگن حاج اقا

۳.ایکاش سال قبل رشتمو عوض میکردم

۴.اینو یه جا دیدم.قشنگ بود:

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

 

 ۵.اه ول کن حوصله ندارم

نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 7:1 توسط یکی مثه خودت| |
 کسی جایی سراغ داره واسه داد زدن؟؟؟

دلم میخواد داد بزنم ...اینقده داد بزنم که صدام بگیره...اه چه روزای بدی

امروز شنیدم یکی از دوستام تو دانشگاه مزدوج شدن  البت واسه دوستم خوشحال شدم اما یهو یه چیزی تو دلم شکست ...یاد خودم و خودش و تصمیمی که تابستون داشتم افتادم

چه زود به اخرش رسیدیم و چه بد تموم شد

با چه ذوقی  و به چه رنجی به مامانم گفته بودم که مامان.اره منم میخوام....

و حالا...... 

چند شب پیش اون بند کوچیکی که میگفت  هنوزدوسش داری هم پاره شد

اما...

پ.ن.مدتیه به انصراف فکر میکنم و حالا قدری مصمم تر شدم اما همش دو ترم دیگه مونده و این دودلم میکنه

اه

.مامان میگه ایمان دیگه بزرگ شده ...خوشحاله که چند روزه مزخرف نمیگم

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 13:10 توسط یکی مثه خودت| |
بازم من به بازی یلدا پس شب دعوت شدم اوندفه هم سروش خان منو دعوت کردند ولی من کسی رو دعوت نکردم چون گفتم شاید نخان و تو معذورات بمونم ولی الان باز میگم

۱.وقتی سر حال باشم به درو دیوار گیر میدم و میخندم.

۲.از سربه سر گذاشتن با دیگرون لذت میبرم ...حالی میده به خدا...اما از بس گاهی جوگیر میشم همه فک میکنن جدیه جدیم...

۳.اشکم دم مشکمه زودی گریم میگیره .مخصوصا اگه فیلمای دراماتیک عشقولانه ببینم

۴.وقتی به شدت عصبی میشم خندم میگیره واسه این مخاطبم فک میکنه دارم دستش میندازم.چی کار کنم خوب دست من نیست که!!

۵.هیچ وقت بهم نگید یه کارو نکن چون بیشتر انجامش میدم

پ.ن. یکم ازپست قبلیم تقلب زدم

حالا یکم دوست دعوت کنم :

 

بعدن

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 16:51 توسط یکی مثه خودت| |
حالم از زنبور گاو گوسفند اسب الاغ میش گاوهولشتاین شترمرغ  مرغ اردک ماهی از هرچی حیوونه بهم میخوره

از الکل از پتاس الکلی از دی کلرواتان از مشتق منو هالوژنه بهم میخوره اه این وینیلم یادم رفت

اه اه اه

مرده شور این درس و رشته مارو بردن 

شب خواب جک و جونور میبینیم

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 11:12 توسط یکی مثه خودت| |