تبليغاتX
نقطه چین ذهن من
نقطه چین ذهن من

کاش فریاد آنقدر بی صدا بو د که حرمت سکوت را نمی شکست..!!

یه توضیح

راجع به چشم سفیدی این دختره

اینکه چرا نخوابوندم تو گوشش

اولا که در رفت

ثانیا که اون روز با ماشین دوستم رفته بودیم یونی

اگه ماشین خودم بود که ...

دیگه...نشد

اما

امارشو گرفتم

امروزم یونی بود

میکشمش

به سیبیلت قسم

حالا برم

لالا لالا لالایی لالا لالایی

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:47 توسط یکی مثه خودت| |
به قول بنیامین

 حالم بده

حالم بده

گلوم درد میگیره

گوشم درد میگیره

سرم میگیجه از نوع خفن

فک کنم شب یلدا من مالیده

برم لالا

التماس دعا

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:37 توسط یکی مثه خودت| |
اه

از دیشب من مطلب نوشتم و قبل ارسال برق قطع شد

اینا همش به دلیل فقدان انرژی هسته ایه!!

دیروز روز بدی داشتم

خیلی بد

اولش که این استاد منتظر خرفت کلاس رام نداد

الاغ میگه برو اسمتو خط زدم تا ادم بشی!!

بعد کلی پاچه خواری(اخه ۳ واحده تازه ۷۷۰۰۰ تومن پولشو دادم) خرش کردم حذف نکنه

بعدش به شوهر عم گرام گزارش دادم که.........

حل شداصلا پارتی بازی نکردم

ولی....

...ولی اتفاق بد اینجاس

پشت دانشگاه بود

گودال ابی بود

من بودم

یه دختر چشم سفیدی بود با ۲۰۶ باباش بود

اومد کنارم

کنار من و اب

یه کار بد کرد

خیس که بماند

کل لباسم گل شد

اب پاشید روم

ضایع شدم

میکشمش

باباشو در میارم

کرکر میخندید

گیس بریده جا باباشم ....

از تمامی عزیزانی که افتابه های اضاف دارند جهت ضد حال به این خانوم دعوت به عمل می اید

تازه می خوام ماشینم و عوض کنم یه ماشین شاسی بلند میخوام نبود؟؟

نیسانم باشه قبوله.نبود؟؟

مزدا تک چراغ دنده فرمون هم قبوله.نبود؟؟

دو ساعت تو ماشین بخاری و اخر کردم لنگ هوا تا شلوارم خشک شد

تازه مامان خونه رام نداد

میگه کجا بودی با این سرو وضع!!!

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 5:41 توسط یکی مثه خودت| |
امروز صبحی رفتم یونی

حی تاریخ تحلیلی نبود نرفتم کلاس

کلاس زنبورو رفتم بعد یه دفعه ای یادم اومد بازدید هوا اقلیم امروزه

هیچی .......

به استاد میگم یه لحظه برم بیرون!!

نا؟رد گفت نه!!!؟؟

کم نیاوردم از کلاس زدم بیرون

بازدیدم نرفتم

دوباره گفتم برم کلاس

اما...............

................اما.....

اما استاد راهم نداد

الاغ هر چی می خواد بار دانشجو میکنه

اخه خرفت

بزدل

اصلا بهت این حرفا میاد که..........

پ.ن. خیلی میترسما گفته بهش بگید بره واحدشو حذف کنه

پ.ن.۲. سه واحده

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 17:13 توسط یکی مثه خودت| |
دیروز مامان اینا رو بردم رای بدیم البت قبلش باید میرفتم دنبال اجی تا کلاسش تموم شه بابام که نبود

القصه از وقتی که راه افتادم مامان شروع کرد ایمان اروم برو ....ایمان ماشین......

پ.ن حالا ماشین تو صد متری من داره با ۲۰ تا میاد با عصبانیت رسیدم جلو کلاس

ماشین و خاموش کردم

و...............

دیگر روشن نشد.....

موبایل بابا رو میگیرم

در دسترس نیست

ساعت ۴

ساعت ۵ بازم در دسترس نیست

ساعت ۶ بازم در دسترس نیست

ساعت ۷ بوق میخوره

خدا جون شکرت...........بابا اومد..............تک استارت روشن شد.........فقط می خواست منو ضایع کنه..........همین

یه ۳ ساعت تو ماشین موندم گردنم شده عینه گردنه غاز 

منم رای ندادم نه به این خبره ها نه شوراها 

پ.ن اگه دیدید دوستتون با یه خانوم داره میره واسش دست بلند نکنید که واسا کمکی کن

چون فقط یه چراغ تحویل میگیرید و یه بوق

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 6:43 توسط یکی مثه خودت| |
هوا بس ناجونمردانه سرد است منم ؟ول ندارم لگنمو ببرم کارواش تو این سرما مجبورم بشورمش

یه ماهی میشه بچه رو نشستم اگه گفتی چرا؟

اخه تابلو میشه ماشینی که ۴ ماه تحویل گرفتم همه جاش خوردس اینطوری گل داره معلوم نیس

مجبورم بشورم اخه فردا یه قرار .....دارم

زود برم که الان بابا میادو مجبور میشم ماشین اونم بشورم

پ.ن.همین اینک نیازمند یاری سبزتان هستیم

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 8:53 توسط یکی مثه خودت| |
جدیدا شبا خوابم نمیبرو حدود ۳ بیدار میشم تا صبح بیدارم .کسی میدونه چرا؟؟

الانم کلی خوابم میاد 

دیروز پاساژ سجاد اتیش گرفت اونم چه اتیشی تیر اهنای اونجا ذوب شن(برو تو عمق فاجعه) حالا ملت جمع شده بودن اون دوروبر

گوشی بدست مشغول فیلم گرفتن ما  هم که فک کردیم جشنی چیزیه دارن اتیش بازی میکنن نگو که........

حرفم اینه مردم ما چقدر حس فاضل شدن قوی دارن که تو دست و پای اتیش نشانا جمع شده بودن مشغول تماشا انگاری که دارن فیلم میبینن تازه به  مامورا اموزشم میدادند که اینطوری خاموش کنید

اخه عزیزان نمیگید اگه اوضاع خفن بشه شماها می خواین چی کار کنید؟

۱۱۰ اومد دوتا داد زد همه سه سوته جیم زدن(شجاعت و حال کنید)

نتیجه گیری:

مردم ما اصلا فوضول نیستن

همشون کارشناسن

خیلی هم باهوشن

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

امروزم برید رای بدید

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 6:2 توسط یکی مثه خودت| |
دیروز رفتیم مراسم یکی از این نامزدای شوراها.........جاتون خالی

یکی از دوستام مثلهتن مسول بود اما چه مسولی؟؟؟بچه خالی بسته بود فک نمیکرد که ما بریم اونوقت مچش باز بشه اصلا کارهای نبود تازه بهش گیر داده بودن داشتن مینداختنش بیرون

حالا اینش مهم نیست مهم اینجاس که برا رای اوردن چه میکنند !!!!

اقا استاد دانشگاس اونم درسایی مثه قران و معارف تدریس میکنه اونوقتشم سر کلاساس همیشه از بدی جامعه میناله  از بد حجابی از فساد و...................

اما.......دیروز نبودید که ببینید چه خبر بود صدا موزیک گوش خراش اونم از نوع اونور ابی مراسمم مختلط وای چقدر به گناهانمون افزوده شد 

البت ما قبل مراسم یه چندتا بسته بادام زمینی مزمر اینا و تنقلات گرفته بودیم که وختی داری تماشا میکنیو حوصلمون سر نره

دیگه حوصله ادامه مطلبو ندارم باشه تا فردا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 6:2 توسط یکی مثه خودت| |
یه دو روزی نمیشد اومد نت که دلیلش عدم همکاری ای پی عزیز بود

حالام که اومده منم خوابم میاد خفن    من برم لالا

        

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 5:18 توسط یکی مثه خودت| |
سرم داره میترکه..............................خدا........................این چه  ستمیه..........نه؟؟؟

هر روز هر روز همبرگرو سوسیس .........مردم به خدا.....................بیشتر کلاسام طوریه که باید نهارو تو یونی بزنم

قربون غذا سلفش برم که همش کافوره این ساندویچاشم که!!!!!!!!!!ساندویچ کلم و خیارشور با طعم سوسیس

فردا میان ترم دارم اونم چی؟؟تفسیر با اون استاد غلط غلوط بدیشم میدونی چیه من با شوهر عمه اینا همکلاسیم(ویرگول)کم شم علاوه بر خزی امارم هم غلط رد میشه مثه بچه ابتداییا ازم درس میپرسه

ولی فک کنم امارمو داده اخه جدیدیا هر وقت موبم زنگ میخوره مامان سریع خودشو به گوشی میرسونهکه کیه زنگ زد !!چقد اس ام اس زیاد داری !!چرا قبض تلت زیاده!!تازه خدا نکنه یکی تک زنگ به تل خونه بزنه تا ۲۴ ساعت باید خودمو مخفی کنم

راستی میگما چندتا شورا شهر داریم ۱۰۰ نفر نامزد شدن !!کی میخواد بگرده خوشکلاشو انتخاب کنه بره رای بده

صحنه را دیدم از اینکه دل ملتی را شاد کردی ایول داری..........نه؟؟

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 18:43 توسط یکی مثه خودت| |